الشيخ المنتظري
488
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
منجر به اين شد كه همه مردم حتى دوستان عثمان بر او يورش بردند اين بود كه افراد فاسق را مورد مشاوره خود قرار داد و بر سر كار آورد و حكّام را از بين اينها انتخاب مى كرد ; مثلا عبدالله بن سعد بن ابى سَرْح كه برادر رضاعى او بود و در زمان پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) مرتدّ شد و پيغمبراكرم فرمود : هر كس او را يافت او را بكشد ، ( 1 ) عثمان اين شخص را به دربار خود آورد و حاكم مصر قرار داد ; و يا مروان و حكم كه هر دو را پيغمبراكرم تبعيد كرده بود ، عثمان به دربار خود آورد ، و مروان را مشاور خود قرار داد ، و از طرف ديگر بيت المال مسلمين را كه در آن زمان به خاطر فتوحات مسلمين در ايران و مصر و شامات پول بسيارى داشت در اختيار آنها گذاشته بود و پولهاى كلانى به آنها مى داد . اين گونه مسائل باعث شد كه مردم از اطراف و اكناف گرد آمدند و عليه عثمان قيام كردند و به حدّى شورش مردم اوج گرفت كه ديگر قابل كنترل نبود ، و باعث قتل عثمان شد . ( 2 ) موضع حضرت على ( عليه السلام ) در قتل عثمان حضرت على راجع به مسأله قتل عثمان مى فرمايد : « لَوْ أَمَرْتُ بِهِ لَكُنْتُ قَاتِلا ، اَوْ نَهَيْتُ عَنْهُ لَكُنْتُ نَاصِراً ، غَيْرَ اَنَّ مَنْ نَصَرَهُ لاَيَسْتَطِيعُ أَنْ يَقُولَ : خَذَلَهُ مَنْ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ ، وَمَنْ خَذَلَهُ لاَيَسْتَطِيعُ أَنْ يَقُولَ نَصَرهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّى » ( اگر به كشتن او فرمان داده بودم كشنده او بودم ، و اگر جلوگيرى كرده بودم ياور او بودم ، ليكن كسى كه او را يارى كرد نمى تواند بگويد : من بهتر از خوار كننده او هستم ، و كسى كه او را خوار كرد نمى تواند بگويد : كسى كه او را يارى كرد از من بهتر است . ) منظور اين است كه ياوران او افراد بدى بودند . وقتى اوضاع ناجور شد عثمان چندين مرتبه به حضرت على متوسل شد ، حضرت به او فرمود : روش و مشى خود
--> 1 - اسد الغابة فى معرفة الصحابة ، ج 3 ، ص 173 2 - الغدير ، ج 8 ، ص 282